خانه / آموزشی / چرا پدر و مادرم منو درک نمی‌کنن؟

چرا پدر و مادرم منو درک نمی‌کنن؟

برای پدر و مادر‌هایی که درکمان نمی‌کنند

پدر و مادرم درکم نمی‌کنند

پرده اول :

هر روز با هم جنگ و گریز دارند؛ هر روز دعوا، هر روز قهر، هر روز اظهار گله و ناراحتی. می‌گویند با هم تفاهم نداریم. می‌گویند به خاطر تو در زیر یک سقف زندگی می‌کنیم، و من خسته از احساس عذاب وجدان؛ از اینکه فکر می‌کنم به خاطر من، والدینم این همه رنج و عذاب را تحمل می‌کنند و در نهایت، این احساس منفی مانع از این می‌شود که بتوان تمرکز لازم را داشته باشم و درس بخوانم. هر وقت که پای کتاب و درس می‌نشینم، به چهره غم زده و در هم والدینم جلوی چشمانم می‌آید و گاه زمانی به خود می‌آیم که می‌بینم مدت‌هاست که به یک صفحه کتاب خیره شده ام، اما چیزی نخوانده ام .

پرده دوم:

” تو به هیچ جا نمی‌رسی.” آن قدر این جمله را از پدرم شنیده ام که هر وقت می‌خواهم کاری انجام دهم، ناخوداگاه در گوشم منعکس می‌شود و دست و پایم سست می‌گردد. در نظر پدرم، من جوانی دست و پا چلفتی هستم که هیچ کار مفیدی از دستم بر نمی‌آید. دیگر خودم هم باورم شده است و نسبت به خودم و توانایی‌هایم بدبین شده ام؛ از سوی دیگر، از پدرم متنفر شده ام؛ از اینکه هیچ وقت لبخند و نگاه مهربان او را ندیده ام دلگیرم و از اینکه گوشم با جمله‌های محبت آمیز او آشنا نیست و فقط انرژی منفی به من می‌دهد عصبانی ام.

آخه وقتی اون میگه: ” من نمی‌دانم که تو در کنکور موفق نمی‌شوی” چطور می‌تونم درس بخونم و موفق بشم؟ وقتی نزدیک ترین فرد به من، به توانایی‌های من شک داره، چطور می‌تونم به خودم اطمینان داشته باشم؟ در حال حاضر، من و پدرم مثل دو بیگانه در یک خانه هستیم و تحمل دیدن هم رو نداریم و سر کوچکترین مساله بحثمون میشه. برای همین ترجیح می‌دم که کمتر او را ببینم، و وقتی وارد خونه میشه، به اتاقم برم و در ذهنم، اون و کارهاشو توبیخ کنم.

بسیاری از جوانان، مشکلاتی از این قبیل دارند که اگر بخواهیم برایتان ذکر کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود؛ حتی برخی از جوانان، مشکلاتی بسیار شدید تر از آنچه ذکر شد دارند. درست هم این است که ما همیشه در خاطر داشته باشیم که افرادی با مشکلات چند برابر ما هستند و ما بدترین وضعیت را نداریم. می‌خواهیم بگوییم که هر گاه مشکلات و سختی‌های گذشته، حال و حتی آینده تان می‌اندیشید و با آنها مواجه می‌شوید، ذهن و فکرتان را معطوف افرادی کنید که در مقایسه با شما، وضعیت بدتری دارند.

شاید بگویید که چنین نمونهد‌هایی را نمی‌شناسید؛ ولی مطمئن باشید که افراد با وضعیت بدتر از شما، که گاهی ممکن است قادر به شنیدن مشکلات آن‌ها نباشید، فراوان هستند.

هرگاه سختی‌ها بر شما غیر قابل تحمل شد، بنشینید و نعمت‌ها، ارزش‌ها، توانمندی‌ها و موفقیت هی گذشته و حال خود را رئی کاغذ بنویسید تا احساس یاس و ناامیدی بر شما غلبه نکند و غم و اندوه، شما را فرا نگیرد. نگویید که ظرفیتم تکمیل شده است؛ زیرا انسان بیش از آنچه گمان می‌کند، توانمند است؛ پس در مقابل نا ملایمات، هرگز احساس ضعف و سستی نکنید و غم‌ها و غصه‌های آینده را به مشکلات کنونی خود اضافه نکنید که نه تنها به حل آنها کمک نمی‌کند، بلکه اراده تان را ضعیف و کمتر می‌سازد و توانتان را در مقابله با مشکلات کاهش می‌دهد.

پدر و مادرم درک نمیکنن
بهتر است در کاغذی دو ستون تهیه کنید : در یک ستون، موفقیت‌ها گذشته، و دیگری توانمندی‌ها و نعمت هی خود را ذکر نموده بنویسید و هر روز آن را مطالعه کنید و رد روز‌های بعد، اگر توانمندی یا موفقیتی دیگری را به خاطر آورید یا به تازگی کسب کردید، آن موفقیت را به این لیست اضافه کرده و روزهای بعد آن را بع یاد آورید.

هر وقت از والدینتان عصبانی شدید، زمان را به تنهایی بگذرانید، احساساتتان را یادداشت کنید، چند نفس عمیق بکشید و وقتی که آرام شدید، با آرامش و مهرابانی با والدینتان حرف بزنید؛ مثلا بگویید: ” پدر! معذرت می‌خواهم. وقتی به من توجه نمی‌کنید و توانمندی‌های مرا نادیده می‌گیرید، عصبانی می‌شوم؛ چون فکر می‌کنم که هیچ ارزش و اهمیتی برایتان ندارم.” حواستان باشد که از کلمات غیر محترمانه استفاده نکنید و، حتی اگر احساس می‌کنید که تقصیری به گردنتان نیست، عذر خواهی کنید و سعی کنید که با گذشت باشید. باز هم تاکید می‌کنیم که از داد زد ن سر والدینتان و بد و بی راه گفتن به آنها خودداری کنید. انجام این کار، همه چیز را بدتر می‌کند.

در ضمن، بسیاری از جوانان، فقط از دریچه ذهن خودشان به این عدم تفاوت نگاه می‌کنند و هیچ وقت خود را جای والدینتان نمی‌گذارند. به راستی آیا همه اشتباهات از سوی آنهاست؟ آیا آن‌ها متعصب و ناآشنا با نحوه برخورد با نوجوانان هستند و شما برخورد صحیح و مودبانه دارید؟ آیا به موقع صحبت کردن و چگونه حرف زدن را با آنها بلدید و توجه دارید که گاه آنها با مشکلات و معضلات بزرگی روبرو می‌شوند و دلیل عدم توجه آنها، درگیری شدید ذهنی شان است و این گونه نیست که به شما بی اعتنا باشند یا برایتان ارزشی قائل نباشد ؟آیا شما محبت و علاقه خود را به آنها نشان داده اید یا منتظر هستید که تنها آنها در زیر باران محبتشان قرار گیرید و آنها یکجانبه به شما عشق بورزند و انجام این کار یک وظیفه برای آنها می‌دانید؟ کمی‌عادلانه تر قضاوت کنید و همه اشتباهات را به گردن والدینتان نیندازید و مطمئن باشید که جوانه محبت به سرعت رشد می‌کند و نتیجه آن را به زودی در برخورد‌های والدینتان خواهید دید.

 

هنوز مطلب (( ضریب دروس کنکور تجربی چگونه است؟ )) را مطالعه نکردید؟؟؟

اما برویم سراغ درس خواندن و اینکه چگونه در محیطی که فردی با افرادی انرژی منفی می‌دهند، می‌توان خوب درس خواند. دوستان عزیز! باید پذیرفت که زندگی ما افکار ماست؛ پس برای یک زندگی بهتر، باید افکار بهتری داشت؛ یعنی نباید اجازه بدهید که زندگی تان از بیرون شکل بگیرد. نباید اجازه بدهید که گردبادها شما را به هر سمتی که خواست، بکوبد و در نهایت شما را له کند. وقتی ارده و روحیه خود را به یک چشمه همیشگی، که همان” انرژی از درون خودتان” است، وصل کنید، همیشه اراده و روحیه ای سرسبز خواهید داشتو موقعیت از آن شما خواهد بود.

برای مثال، می‌توان به “ماتسوشیتا ” ، بنیان گذار و متحول کننده لوازم خانگی و الکتریکی پاناسونیک، اشاره کرد. او هیچ گاه به دانشگاه نرفت، در سنین کودکی پدرش را از دست داد و از نظر جسمی‌چنان ضعیف بود که تقریباً همه پیش بینی می‌کردند که او دیر یا زود، در اثر بیماری خواهد مرد. وی همچنین در حال رفه کردن بود و علی رغم ضعف جسمانی شدید، چون برادر دیگرش در اثر بیماری فوت کرده بود، عملاً تامین معاش زندگی خانواده به دوش او بود. وی تنها نان آور خانواده شد و با سیم کشی یاختمان با تامین مایحتاج خانواده مشغول گردید؛ اما باورهای قوی به او کمک کرد که بنیان گذار یکی از بزرگترین شرکت‌های ژاپنی شود. کتاب سرگذشت او فقط در ژاپن برای میلیون‌ها ژاپنی الهام بخش بوده است.
البته وقتی دیگران ما را تشویق می‌کنند خوب است، ولی آن تشویق، همچون یک باران فصلی لحظه ای، کوتاه، غیر قابل پیش بینی و تقریباً خارج از کنترل است؛ پس به آن امید نبندید و به جای آن بکوشید که سرچشمه تشویق و انرژی را در خود کشف کنید و از درون پر انرژی باشید. این چشمه تا زنده هستید، هم برای خودتان و هم برای دیگران، سرسبزی و طراوت به ارمغان می‌آورد و حتی بعد از رفتن به دیار باقی، همچنان برای دیگران الهام بخش است؛ همان طور که دکتر حسابی و آقای ماتسوشیت و دیگران بودند.

 

منبع: پیک سنجش

۴ نظر

  1. Avatar
    government Tenders

    سلام.مطالب سایت عالیه.ممنون از شما.به امید توفیق روزافزون.

  2. سلام ممنون بابت تمام راهنمایی مفیدتون.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *